- اخبار متفاوتی که دائم ذهنم را بهم میریختند را دیگر نمیبینم.
- سه تا کتاب در همین چند روز به پایان رسید.
- تمام فیدهای فیدلی رو خوندم.
نوشتههای اینجا روایتی است بیگدار به اتفاقات اطرافم که پیرامون دین، ایران، سیاست، ادبیات، اجتماع، سفر و کوه میگذرد.
روزه شبکههای اجتماعی
شش ماه روز و شش ماه شب در نروژ
اما به طور کلی جریان از این قرار است که خوب هرچقدر به سمت هرکدام ازین قطبها برویم طول شب و روز در زمستان و تابستان به شدت فرق میکند. بدیهیات هان؟ خوب در نروژ و سوئد و فنلاند هم تقریبا به همین قرار است یعنی در زمستان آفتاب دیر طلوع میکند و خیلی زود غروب و در تابستان شاید بشود گفت اصلا غروب نمیکند. مثلا عکس پایین ساعت ۲صبح در شهر تروندهایم گرفته شده. که در واقع طلوع خورشید بوده. درفاصله بین غروب آفتاب و طلوع آفتاب هم اصلا آسمان تاریک تاریک نمیشود.
این باعث میشود که همه خانهها پردههای ضخیمی داشته باشن تا از دست روشنایی بیرون در شبهای تابستان در امان باشند.
الان که باهاتون صحبت میکنم اذان صبح و مغرب به قرار زیر است. یعنی روزه دار باید از ۰۲:۲۱ الی ۲۳:۰۰ روزه بگیرد. یعنی ۲۰ الی ۲۱ ساعت. و این در مورد اسلو است و اگر همین طور بالاتر برویم این فاصله آنقدر کم میشود تا جایی که به نور مطلق میرسیم!

و در زمستان وضع برعکس میشود و چون زمستانها در این مناطق اکثرا برف یا باران میبارد آن طول روزکه قرار است روشن باشد هم ابری و دلگیر است. خیلی هم دلگیر، که آدم با خودش فکر میکند که اصولا چرا باید آدمی اینجا زندگی کند؟!
آیا باید یوتیوب را فیلتر کرد؟
سال نو
یه حس غریبی دارم و اینه که اگه سال نو رو در کانال های مختلف اجتماعی به همون معدود خواننده هام تبریک نگم، نمیتونم چیزی پست کنم. برای همینه الان دو سه هفته است اصلا ساکتم. یعنی هی میخوام مثلا تو اینستاگرام دوتا عکس بگذرام، میگم بزار اول عید رو تبریک بگی یجوری، بعد. یه هنجار اجتماعی دور خودم چیدم. انگار رییس جمهوری چیزیم!
هیچی دیگه این پست رو سریع نوشتم راه باز شه برای سال نو.
سال نوتون مبارک
...
خدارو شکر هنوز به این مرحله از وسواسیت نرسیدم که برای سال نو اسم انتخاب کنم بعد!
بیطرفیِ نمدار
یکی ازین مواردی که به نظر میآید با سیاستهای این خبرگزاریها مخالف است "دینداری" است. به طور کلی اخبار مرتبط با دین را در صورتی منتشر میشود که یا بگویند دین جالب نیست و یا خدایی وجود ندارد. مثل این اخبار:
حکم نهایی استیون هاوکینگ: خدایی در کار نیست از رادیو فردا - سال ۲۰۱۶
نظرسنجی: ۵۴ درصد از مردم حجاب را چادر نمیدانند از رادیو فردا - سال ۲۰۱۶
هوکینگ: خلقت بدون خدا هم ممکن است از بیبیسی فارسی - سال ۲۰۱۰
خوب سوال این است که آیا اندیشمندان دیگر در حوزههای مختلف "خار" دارند که نظرشان سریعا منتشر نمیشود؟ یا نظرسنجیهای دیگر و گزارشهای رسانههای داخل و خارج از ایران که برخلاف این جریان است از دید این رسانهها پاک شده؟ یا اینکه چون هاوکینگ نیستند نظرشان بیارزش است؟
نمونهای که چند روز پیش به خواندنش پرداختم و البته قدیمی است (مربوط به سال ۲۰۱۲) در مورد جراح مغز و اعصابی است به نام Eben Alexander که به کما میرود و در این وضعیت به عالمی که به قول خودش بهشتی بوده سیر میکند. قسمتهایی از متن که جالب بودند:
*موارد مورب شده بعدا اضافه شده است.
بلای قلم نوین: تلگرام و اینستاگرام
داشتم فکر میکردم که قبل از وبلاگ چی بوده و شاید روزنامه یا مجله اما مطمئنم شبکه های اجتماعی بعد از وبلاگ ها بودن که کمر وبلاگ و وبلاگ نویسی رو شکستن.
اما حالا به خاطر محدویت ها و فیلترینگ ایران حالا جاشون رو دادن به تلگرام و اینستاگرام!!! واقعا آخه.
مثلا باید محل انتشار تحلیل ها سیاسی و اجتماعی افراد مختلف تلگرام باشه، برنامه ای که قرار بوده پیغام های کوتاه، ضروری یا غیرضروری در اون رد و بدل شه حالا تبدیل شده به محل فروش، محل تحلیل های سیاسی، اخبار، داستان گویی یا حتی دانلود فیلم. یعنی کاربرد یک برنامه از پهنا ترک خورد.
یا مثلا مدتی که ایران بودم میدیدم همه با اینستاگرام کاراشون رو انجام میدن، دستشویی هم بخوان برن با اینستاگرام میرن.
این خیلی بده که به دلیل نبودن رسانه های آزاد و فیلترینگ و برای اینکه یک تحلیلگر تحلیلش رو به مخاطبش برسونه از برنامه هایی مثل تلگرام و ... استفاده کنه. دیگه در مورد نامناسب بودن این برنامه ها برای این کارها توضیح ندم.
یادمه یک معلم خوب علوم داشتم که هنوزم باهاش در ارتباطم به لطف همین ها که دارم فحششون میدم، اون موقع ها که تازه موبایل اومده بود، میگفت "چرا اینقدر باهاش حرف میزنن، این یک وسیله برای تماس های ضروریه نه مکالمات طولانی."
خلاصه الان آدم های زیاد، خوب و دوست داشتنی در تلگرام هستن که بخوام باهاشون صحبت کنم اما این طرز مکالمه رو با یک دقیقه مکالمه حضوری یا خوندن در مجله و روزنامه و کتاب یا وبلاگ و سایت عوض نمیکنم.
دو ژانر
- سرقت Heist film: فیلمهایی که با موضوع سرقت هستند و در مورد تیم سارقان، برنامهریزی، چگونگی سرقت از بانک یا دزدی مهمی و نحوه فرار آنها است. این فیلمها خلاقیت نویسندگی بالایی دارن و هربار نویسنده یا نویسندگان روش نوینی برای دزدی به کار میبرن. و نکته جالب این که در اکثر موارد دزدها آدمهای خوبی هستند و پلیسها احمق و نقش منفی را برعهده دارند. از معروفترین نمونهها Heat و Inside man و Dog Day Afternoon است. و خوب نکته همیشه خوب ماجرا این است که همیشه دزدها با سلامت بیرون نمیآیند.
- بقاء Survival film: فیلمهایی که در آن شخص یا اشخاصی در مکان یا سرزمینی گم شده و یا دچار مشکلات غیرقابل پیشبینیای میشوند و برای زنده ماندن تلاش میکنند. این فیلمها گاهی چندشآورشده اما از دوست داشتنیترین ژانرهای مورد علاقه من بودن: بقاء و تلاش برای زنده ماندن در شرایط بد و قیمتهای پرداخت شده برای زنده ماندن. زیباترینهایی که در این ژانر دیدم:The Grey، 127 Hours ، Cast Away و All Is Lost بودن.
