‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتاب. نمایش همه پست‌ها

آدم خُجسته و کتاب‌ خواندنش

بالاخره تموم شده، چالش خواندن فُلان مقدار کتاب در سال ۲۰۱۴ گودریدزم. ممکنه مسخره و کم به نظر برسه اما خوب ۳۶ تا کتاب خواندم. امسالِ میلادی برای من و شایدم برای دنیا اصلا سال خوبی نبود. برای همین بخاطر یک سری اتفاقاتی که افتاد دست و دلم برای کتاب خواندن از دست رفت و از برنامه‌ام عقب افتادم. به شدت هم عقب افتادم. شاید ده تا کتاب عقب بودم. اما گفتم این کار رو باید انجام بدم. برای همین با کمی جِرزنی در دوماه آخر کتاب‌های لاغری را انتخاب کردم تا بتونم زود تموم کنم.
بله بله بله این روش بسیار کلیشه‌ای و انگار توسری‌وار خواندن است. اما نه نبود. من هر کتابی که میخونم بعدش یه گشت و گذاری در اینترنت در موردش میزنم. نقدهاش رو میخونم. و سعی میکنم ببینم نظر افراد مختلف چی بوده. مثلا فیلم نامه “طومار‌ شیخ شرزین” بهرام بیضایی با این حال که کوتاه است اما نقدی بلند در موردش خوندم.
حالا برای سال بعد چه تعداد یادداشت کنم، دو دلم، مطمئنا بین ۴۰ تا ۴۸ خواهد بود. کار بسیار مفیدی است این برنامه ریزی کمی در مورد موضوعاتی کیفی که می‌خواهید در آنها پیشرفتی حاصل کنید.

حالا چه گلی به سر خودمون زدیم مثلا، یه گرافم ازش گرفتیم تحلیل کرده باشیم سال بعد از کدوم موضوع بیشتر بخونیم. عجب آدم خُجسته‌ای هستیم.













*این نوشته از ریا بدور است و صرفا ترغیب شما به مطالعه را در سر دارد.

موضوع بو دار

چند وقتی بود که یک کتابی رو گذاشته بودم توی مستراح برای خواندن. حالا نه اینکه بیرون مستراح همش دارم مطالعه میکنم، نه. اما گفتم این زمان اندک هم بهینه مصرف شه! نتیجش این شد که بعد از مدت‌ها تلاش مستمر تونستم کتاب ذیل رو بخونم. کتاب بدی هم نبود، تاریخ مختصری در مورد موضوعات مختلف ارائه داده بود.


ما فرهنگ خواندن کتاب/مجله در مستراح را نداریم. حالا نه اینکه خیلی ملت کتاب میخونن که توی دستشویی هم بخونن؟ دقیقا نکته‌اش همینه، اما دو تا نکته ظریف دیگه هم داره:
۱. استایل دستشویی ما برای کتاب دست گرفتن مناسب نیست. بیشتر ازین توضیح ندم هان؟
۲. خوب بعضی کتاب‌ها برای ما مقدسن و بردنشون در دستشویی درست نیست. شاید این باعث شده بگیم کلا کتاب هم چیز پاکیِ و جاش در دستشویی نیست و اینکه ما دستشویی رو جای نجسی میدونیم (غیرازاینکه جای تمیزی نمیدونیم نجس هم میدونیم.)

البته اینجا هم کتاب نمیخونن، شاید بیشتر مجله، روزنامه و یا کتاب‌های تصویری بخونن. اما کتاب هم هست مثل این لیست!




toilet book: A book, generally factual but lightweight and humorous, written to be read in short, occasional bursts, such as when on the toilet


توصیه پیر سقط فروش


داستان ازین قراره که همه نزد دوستی ثروتمند و بالامقام جمع بودند و از مصاحبت هم برخوردار میشدند که ناگاه قاصد خبر شوم می‌آورد که تنها فرزند صاحب مجلس که عزیز و جوانی مومن بوده در اثر تصادف جان سپرده است. صاحب عزا که شکسته و نالان است بر زمین مینشیند و سر را میان دو دست میگیرد و گاهی هق هق کنان و گاهی در سکوت به همین منوال میگذراند.  سپس قامت راست میکند و لبخند عجیبی به لب شروع به تدارک مراسم میکند.
در ادامه داستان میگوید که این حالت را پیری سقط فروش(۱) به وی یاد داده که اینگونه کند:
«اگر به چنین فیض و توفیقی دست یابیم باید هرگاه مصیبت بزرگی برایمان رخ داد پس از گفتن رضا به رضا الله سعی کنیم حتی المقدور عنان فکر و اختیار یکسره از کفمان بیرون نرود و برای این کار ضرورت دارد که چشممان را ببندیم و دنیا و مافیها را تاجایی که امکان پذیر است فراموش کنیم و خود را از هر اندیشه و وسوسه و بیم و اضطرار و تشویشی خالی و عاری بسازیم و با تمام قوا و امکانی که برایمان باقی مانده است فکر کنیم که از تاریخ آن حادثه شوم دو ماه گذشته است و آنگاه به کمک تصور و خیال دو ماه پیش برویم و درست بیندیشیم که دو ماه دیگر چه خواهیم کرد و چه تصمیماتی خواهیم گرفت و چگونه به اجرای آن تصمیمات خواهیم پرداخت و همین که پس از ده یا پانزده دقیقه چشممان را گشودیم تشویش خاطرمان اندکی تسکین یافت، چنانکه پنداری دو ماه تمام گذشته است و با خاطری آرامتر با وظایف تازه خود مواجه گردیم.»(۲)
اینجا نوشتم شاید به درد کسی آمد.

(۱) لغت نامه دهخدا: دراصطلاح بازاریان دکانداری که قند، چای ، شکر، لیموی عمانی خشک ، فلفل ، زردچوبه ، میخک چینی (گیاه )، دارچینی ، زرشک پلویی ، سریشم ماهی ، نفط و... فروشد.
(۲) از کتاب «قصه های كوتاه برای بچه های ریش دار» نوشته سید محمدعلی جمالزاده
 

تبلیغات روزنامه‌ای قدیمی

همشهری داستانی که همین اواخر تموم کردم برای اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱ بود. یه قسمت جالب این ماهنامه معمولا به مطالب قدیمی و یا نثرهای قدیمی می‌پردازه. و توی این قسمتش گزیده‌ای از آگهی‌های دوره قاجار رو که در مطبوعات اون دوره چاپ میشده رو آورده. بیشتر چیزی که جلب توجه میکنه نثر اون زمانه و لغات و اصطلاح‌هایی که دیگه استفاده نمیشه. سیزده تا آگهیِ که خوندن همش جالبه اما دوتاش که واسم بیشتر جالب بود رو اینجا میارم:

یک دستگاه کالسکه حبابیِ ممتاز در کمال امتیاز با تمام اسباب و لوازم درست و خوب برای فروش حاضر است و به قیمت عادلانه بلکه مناسبِ حال می‌فروشند. هرکه طالب خریداری و ابتیاع آن باشد در کاروان سرای زردشتی ها معروف به کاروان ساری گبرها، رجوع به ارباب بهرام زردشتی کند و با او گفت و گو نماید.
–روزنامه تربیت، سال ۱۲۸۲ شمسی

آقا محمد امین الطباء خوئی که در تفلیس سکونت دارند، مدت ها در دفعِ دود و تعفن و زیادتیِ روشنایی فتیله لامپا تدابیر و تجربیات نموده پس از زحمات زیاد، فتیله ای اختراع نموده است که روشنایی ان سه مقابلِ فتیله های متداول است و ابدا دود و تعفنی ندارد و بقیه ارزانی در تفلیس به فروش می‌رسد. هرگاه طالبی باشد به اداره ناصری رجوع نماید تا از تفلیس خواسته شود.
– روزنامه ناصری، سال ۱۲۷۲ شمسی

متن بلند!

بارها شده كه اطرافيانم (يا حتي خودم!) غر طولاني بودن متني رو در روزنامه، كتاب يا شبكه هاي اجتماعي ميزنن. يا اينكه طولاني بودن يه متني باعث شده تا فرد طرفش نره حتي در بعضي موادر منت خوانده شدن متن طولاني رو بر سر نويسنده ميكوبن كه ما خونديمش اگرچه طولاني بود. فارغ از اينكه وقت هر كس ارزشمنده براي خودش و يك نوشته بايد به صورت مفيد منظور خودش رو برسونه غر زدن در اين باب رو نميفهمم و اشتباه ميدونم. 
حتي توي يه ويدويي از محمود دولت آبادي گلايه كرده بودن كه چرا متن رمان كليدرش اين قدر طولانيه! كه جواب هم داده بود چطور مثلا رمان در جستجوی زمان از دست رفته پروست طولاني انگي بهش نيست اما...
رويكدر تنبلي موابانه ما حتي به نظرم در خيلي موادر باعث ميشه تا نويسنده دست به يه خود سانسوري بزنه چرا كه ممكنه مخاطبش تحمل خوندن متن طولاني رو نداشته باشه، حالا اينكه چرا من مخاطب همچين سليقه اي پيدا كردم شايد در سرعت زندگي كنونيمون داشته باشه اما هرچي هست بايد تصحيحش كرد (کنم).

کتاب - مکتب در فرآیند تکامل: نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین

کتاب "مکتب درفرآیند تکامل" به پایان رسوندم کتابی که نوشته سید حسین مدرسی طباطبائی است و ترجمه هاشم ایزد پناه. کتاب جنجال برانگیزی که باعث شده اکبر گنجی با برداشت از این کتاب برخی از اعتقادات شیعی رو کار شیعیان خوانده اگرچه خود نویسنده چنین برداشتی رو اشتباه دانسته. موضوع کتاب در مورد تاریخ فکری شیعه و به خصوص موضوع امامت در طی حضور امامان میپردازه.
کتاب 392 صفحه ای در نگاه اول پرحجم میاد اما یک سوم کتاب صرف ضمائم و منابع شده که این مطلب توانایی نویسنده رو در تحقیق نشون میده و اگرچه این مطلب خود خارج از نقد نبوده: علی اشرف فتحی در وبلاگش مینویسد:
" نویسنده درباره نحوه استفاده از نقل‌های تاریخی و روایی و مبنای گزینش این روایات تاریخی و دینی هیچ توضیحی ارائه نداده و به نظر می‌رسد که دقت چندانی در گزینش این روایات و منقولات به کار نبرده است. به گونه‌ای که خواننده حس می‌کند در حال مطالعه مجموعه‌ای شبیه بحارالانوار است که همه روایات و منقولات ضعیف و معتبر در کنار هم قرار داده شده و هیچ پژوهشی درباره سند این روایات و میزان دلالت آنها انجام نشده است."
انتقاد دیگری به کتاب وارد است مبنی بر اینکه ترجمه کتاب و نثر نویسنده باعث شده تا منظور اصلی بیان نشود و باعث برداشت های نا به جایی از کتاب شده.
خلاصه ای از کتاب را از سایت بی بی سی میتونید بخونید و همینطوری فایلی که خلاصه کتاب رو داره.نقدهای زیادی به کتاب وارد شده مانند:
"اولین اشکالى که بر این کتاب مى‏کنند برخورد گزینشى با تاریخ و روایات در چارچوب پیش‏فرض‏هاى اثبات نشده هست. دوم انتساب ناصحیح طرح عصمت به هشام‏بن‏حکم به استناد نوشته‏اى از مادلونگ که او خود به پیروى از اشعرى در مقالات الاسلامیین ادعا کرده است. سوم محدود سازى نمایندگان ائمه به جمع آورى وجوه شرعى و انحصار رد و تأیید امام به این مقوله است که اگر در جایى امام از کسى تأیید کرده‏است یا کسى را رد کرده‏است ظاهرا نویسنده ادعا کرده که رد و تأیید امام صرفا در مقوله امور مالى است نه به طور کلى و کامل.
انتقاد چهارم بحث ولایت تکوینى و انتساب آن به غلو و اندیشه انحرافى است یا بحث محوریت ائمه در نظام هستى که منتقدین مى‏گویند ایشان به درستى فهم نکرده و بیان نکرده‏است و دیگر اثر پذیرى شیعه از غلو و تفویض در علم غیب، اعجاز، شهادت در اذان و مقولات دیگرى که نویسنده در این کتاب ادعا مى‏کند و منتقدین از این زاویه به او انتقاد مى‏کنند. اینها تقریبا کلان‏ترین انتقاداتى است که بر نویسنده شده است."


در کل نقد های کتاب رو در لینک های زیر میشه خواند. پیشنهاد میکنم اگر کتاب رو خوندید وقت بزارید و نقد ها رو هم مطالعه کنید.
http://goo.gl/7SMiEl
http://goo.gl/oamTKw
http://goo.gl/M5hcOV
http://goo.gl/MFwpQq
http://goo.gl/82QdGf

در رسای گودریدز



به مناسبت روز کتاب میخواستم مطلبی بنویسم که الان با تاخیر دارم پخشش میکنم، روز کتاب سه روز پیش یعنی 23 آوریل یا سوم اردیبهشت توسط یونسکو نام گذاری شده، و دلیل نامگذاریش هم برای ادای احترام به میگل د سروانتس(نویسنده دن کیشوت) بوده که این روز فوت شده و همین طور در این روز شکسپر فوت کرده. اوضاع کتابخونی در ایران واقعا افتضاحه:
   آمار سرانه مطالعه در ایران را چیزی میان ۲ تا ۷ دقیقه در شبانهروز می‌دانند. در سال ۱۳۸۷ رییس کتابخانه ملی ایران سران کتابخوانی در کشور را برای هر نفر ۲ دقیقه در روز اعلام کرد. مقدار این سرانه با افزودن کتابهای درسی به ۶ دقیقه می‌رسد. برای اینکه تصویری از این وضعیت در ذهنمان شکل بگیرد، بد نیست برای نمونه به آمار سرانه سه کشور دیگر هم نگاهی بیندازیم. آمار سرانه مطالعه در امریکا ۲۰ دقیقه، انگلیس ۵۵ دقیقه و ژاپن ۹۰ دقیقه در روز است.


 اما بیشتر میخواستم در مورد سایت گودریدز (goodreads.com) حرف بزنم، بزرگترین سایت جهان برای کتابخوان ها که توش در مورد کتاب ها نظر بدن و خوب یک سایت اجتماعی هم هست. 16 میلیون عضو داره، 525 میلیون کتاب بهش اضافه شده و 23 میلیون نظر داده شده، این سایت یک ماه پیش توسط آمازون خریداری شد. گودریدز 2007 شروع به کار کرده و 2010 هم در ایران فیلتر شد. این سایت هم ادعا میکنه که: 


   از میان اعضای گودریدز، ۱۱۴ هزار نفر ایرانی بوده‌اند که ۷۱۴ هزار و ۶۲۶ کتاب را در قفسه کتابخوانی مجازی گودریدز جای داده‌اند. این رقم، ایرانیان را به بزرگ‌ترین گروهِ غیرانگلیسی‌زبانِ گودریدز تبدیل کرده بود که پس از مسدود شدن آن، این موضوع با چالش روبه‌رو شده است.

خوب مشکلات کتاب خوانی در ایران کم نیست که حالا بیان و این سایت رو هم مسدود کنن و شاید سخت بشه که این جماعت کتابخوان ایرانی برن یک وبسایت دیگه چون الان کلی کتاب های فارسی توی این سایت توسط کاربرا آورده شده و کلی نظر جمع شده(دردی رو هم دوا نمیکنه چون سایت دوم رو هم خوب فیلتر میکنن).

من میخواستم از همه بخوام که همچنان به استفاده از این سایت ادامه بدن، به نظرم خیلی میتونه مفید باشه که کاربرهای ایرانی برن و کتاب هارو ثبت کنن و نظر رو بدن، بعضی ها حتی یه خلاصه ای هم از کتاب میگن، این باعث میشه که اگه یه دفعه یکی توی گوگل اسم کتابیو جستجو کرد سریع بتونه یه اطلاعاتی ازین کتاب به دست بیاره و همین طور با نظرات گوناگون آشنا شه، این چند وقته به خاطر اینکه نویسنده ها کتاب هاشون رو نمیزارن چاپ شه و آنلاین در اختیار خواننده قرار میدن و توی گودریدز جای خوبیه که این کتاب ها هم دیده شن.

به نظرم این سایت داره کار IMDB  رو برای کتاب ها میکنه و اگه کاربرای ایرانی از تولید محتوا در این سایت دست بکشن ناامید کننده است و این جو خوب و شوق و شور کتاب خوانی ای که توش دیده میشه کمتر میشه. یه توصیه دیگه هم دارم، کسانیکه نظر میدن اگر از لحاظ حق مولف مشکلی نبود و نسخه آنلاین کتاب هم بود در نظر ها قرار بدن.

منبع: # # #


Self Checkout


خود وارسی!  یا همون  Self-Checkout سرویس جدیدی نیست و شرکت های زیادی ازش استفاده کردن مثل Ikea  یا والمارت، خلاصش اینه که خودتون بارکد کالا رو به دستگاه نشون میدین و دیگه صندوق داری حضور نداره و خودتون توسط دستگاه کارت خوان پول رو پرداخت میکنید و رسید رو میگیرید و میرید. توی ایران فکر نکنم استفاده شده باشه اما توی آمریکا و اروپا هم با تردید ازش استفاده میشه، به دلایل مشکلات امنیتی ای که میتونه داشته باشه که ساده ترینش سرقته، همین طور در مورد اینکه باعث کاهش پرسنل میشه و این خودش همواره خوب نیست.
Ikea اول این سرویس رو در سوئد سپس در فرانسه، انگلستان و آلمان امتحان کرد و بر مبنای تحقیقات خودش حالا میخواد گسترش بده و به شعبه های دیگرش در آسیا ببره. خود آدم های این شرکت در مورد آسیا مطمئن نیستن چون رفتارهای خرید توی این کشورهای آسیایی فرق میکنه. عکس های زیر ازIkea  جایی که زندگی میکنم هست و اون فردی هم که اونجاست برای کمک ایستاده و کارش خیلی نظارت این نیست که کسی داره دزدی میکنه یا نه.


اما این دستگاه به نظرم نقطه نمایش اخلاق شخصیه، اینکه آدم های حتی بااخلاق میتونن با خودشون کنار بیان و ازین آزادی نبود شخص ناظر سوءاستفاده نکن؟ توی ایران هنوز ما به این مرحله از نحوه خرید نرسیدیم که بخوایم خودمون رو مورد آزمایش قرار بدیم چون Supermatket های کمی وجود داره و همه گیر نیست. حالا فرض کنید این دستگاه رو در فروشگاه های شهروند نصب کنن، آیا مردم ما جنبه این نوع خرید رو دارن؟ آیا آموزه های اخلاقی و دینمون کارایی روزمره داره یا فقط در بن بست های بزرگ زندگی به کارمون میاد؟
ازین تکنولوژی در کتابخانه های دانشگاه ها داره استفاده میشه و فرد خودش میره در کتابخانه و کتاب مورد نظرش رو بر میداره و خودش ثبت میکنه و میره. برای مثال این ویدئو طرز استفاده ازین دستگاه رو نشون میده.


منابع: # # # #