چهار روز پیش عکس هایی
از روحانی در خبرگزاری پارسینه اومد با تیتر حسن روحانی در توچال. خوب حرکت جالبی
بود برخلاف حرکت هایی مثل رژه رفتن و کشوندن مردم در شهرهای مختلف دنبال خود و
همین طور از جنبه توجه به ورزش و بخصوص کوهنوردی. عکسهای بیشتری در ایسنتاگرام آقای روحانی(که همین چند وقت پیش باز شده اما نمیدونم تایید شده یا نه) در همین مورد بود که همین جا میزارم.
اما حرفم یه چیز دیگست. بزارید یه اتفاق کوچیک که یه ماه پیش برای من توی اسلو رخ
داد رو تعرف کنم.
![]() |
| عکس از اینستاگرام |
![]() |
| عکس از پارسینه |
![]() |
| عکس از اینستاگرام |
![]() |
| عکس از اینستاگرام |
برای پیاده روی دور یک
دریاچه نزدیک محل زندگی خودم رفته بودیم و ناگهان دیدیم که نخست وزیر قبلی نروژ(لینک به ویکی پدیا انگلیسی) به
همراه وزیر امور خارجه اسبق داشتن با گرمکن ورزشی اونجا قدم میزدن. و من حتی متوجه
نشدم چون نه محافظی بود نه اینکه مردم دورش جمع شده بودن و نه خودشون لباس خاصی
داشت. هیچ فرقی با یک آدم معمولی نداشتن و حتی مردم هم در تقابل با اونها کار خاصی
انجام نمیدادن. متاسفانه نتونستم عکسی بگیرم اما این اتفاق مطمئنم که همیشه اتفاق
میوفته. در ضمن این نخست وزیری که در موردش دارم صحبت میکنم هم عملکردش بد نبوده،
هم اینکه هشت سال یعنی دوتا چهار سال نخست وزیر بوده.
حالا درسته که مردم اسکاندیناوی خیلی
فرهنگشون با ما متفاوتِ و آدم های غریبه خیلی کم پیش میاد که باهم صحبت کنن اما
خوب وقتی مقایسه میکنم با نسخه ایرانیش که وقتی یه آدم مطرح دولتی یا هنری و ...
در بین مردم حضور پیدا میکنه اینقدر تحویلش میگیریم که نه در حد اون فرده و نه اون
فرد ممکنه خودش این رو بخواد.همین اتفاق باز هم در گزارش صد روزه آقای روحانی اتفاق افتاد که سه تا مصاحبه کننده به جای به چالش کشیدن و نقد مثل همیشه به تمجید و ثنای ایشون پرداختن. مصادیق بیشتری هم برای این مطلب دارم که بازم
امیدوارم در موردش بنویسم. اما اینکه هر فردی به صرف جایگاه هنری، مذهبی و دولتی و
... ای که داره طبقه جداگانه ای براش در اجتماع باز کنیم اشتباه بس بزرگ و تبعات
بس بزرگتری داره. اما با این افراد فقط به صرف انسان بودن باید با احترام برخود کنیم
و نه بیشتر.
اما برای اینکه از اون
ور هم نیوفتیم این رو هم بگم که اگر به شخصی به علت زمینه تخصصیش و نظراتش و غیره علاقه
مندیم مخالف با نظر قبلیم نیست زیرا که امیدوارم هدفمون در این برخوردها یادگیری
بیشتر برای نیل به اهداف عقلانی و اخلاقی خودمونِ نه خودشیرینی و اظهار لطف بی مورد.
این مطلب برای من خیلی
مهمه و حداقل برای خودم نوشتمش که در آینده اگه خوندم بدونم چه چهارچوب اخلاقی ای
داشتم.



