ابوسعید ابوالخیر در یک رباعی میگه:
ما را نبود دلی که کار آید ازو/ جز ناله که هر دمی هزار آید ازو
چندان گریم که کوچهها گل گردد / نی روید و ناله های زار آید ازو
چندان گریم که کوچهها گل گردد / نی روید و ناله های زار آید ازو
میگه اونقدر گریه میکنم تا کوچه ها گِل بشن که باعث شه نی رشد کنه و
ازین نیها صدای زاری دل من بیرون بیاد.
زیباست و هرازگاهی میام و دوباره هم گوش میدم و هم میخونمش. باید بیشتر از ابوالخیر بخونم.
نمیدونم به مفهوم نی در اشعار مولانا که ۲۰۰ سال بعد سروده شدن چقدر میشه ربط داد اما جفتشون شاکین و حکایت درد شاعر رو دارن...
زیباست و هرازگاهی میام و دوباره هم گوش میدم و هم میخونمش. باید بیشتر از ابوالخیر بخونم.
نمیدونم به مفهوم نی در اشعار مولانا که ۲۰۰ سال بعد سروده شدن چقدر میشه ربط داد اما جفتشون شاکین و حکایت درد شاعر رو دارن...
بشنو این نی چون شکایت میکند / از جداییها حکایت میکند